فصل سوم : طبقه بندی هدفهای آموزشی
هدف کلی
آشنایی با سطوح مختلف یادگیری از راه شناخت حوزه ها و طبقات گوناگون هدفهای آموزشی .
• هدفهای دقیق یادگیری
از دانشجو انتظار میرود بعد از اتمام این فصل بتواند :
- فایده ی طبقه بندی هدفهای آموزشی را از لحاظ بالا بردن کیفیت هدفهای آموزشی معلم بیان کند .
- حوزه های سه گانه ی یادگیری را به اختصار توضیح دهد و برای هر یک از آنها مثالی بیاورد .
- طبقات شش گانه ی حوزه ی شناختی را توضیح دهد .
- - برای هر یک از طبقات حوزه ی شناختی یک هدف آموزشی رفتاری بنویسد .
- - هر هدف آموزشی را که در اختیار او گذاشته می شود طبقه بندی کند .
- - برای یکی از درسهای یک کتاب دوره ی ابتدایی ، هدفهای رفتاری لازم در سطوح مختلف طبقات حوزه ی شناختی بنویسد .
- عنوانهای طبقات حوزه ی عاطفی و روانی - حرکتی را نام ببر د و این طبقات را به اختصار توضیح دهد .
- طبقه بندی هدفهای آموزشی معروف به طبقه بندی بلوم
در این طبقه بندی ، هدفهای آموزشی ابتدا به سه حوزه یا حیطه با نامهای زیر تقسیم شده اند :
1- حوزه شناختی
2- حوزه عاطفی
3- حوزه روانی -حرکتی
و هر حوزه هم شامل تعدادی طبقه است .
• حوزه ی شناختی
غالب حوزه ی شناختی دانش و معلومات و تواناییها و مهارتهای ذهنی را در بر می گیرد .
مثلا از دانشجوی روانشناسی تربیتی انتظار می رود که در پایان دوره ی آموزشی بتواند :
- اصول و قوانین روانشناسی یادگیری را در طراحی فعالیتهای آموزشی خود مورد استفاده قرار دهد .
• حوزه ی عاطفی :
این حوزه با علاقه و انگیزش و نگرش یا قدردانی و ارزشگذاری سر و کاردارد . برای مثال ، وقتی معلم از این بابت نگران است که یکی از دانش آموزان او علاقه ای به درس حساب نشان نمی دهد ، این نگرانی او به حوزه ی عاطفی مربوط می شود .
به چند نمونه از هدف کلی آموزشی در حوزه ی عاطفی توجه کنید :
- دانشجو باید از مطالعه ی منابع مختلف درباره مسائل روان شناسی تربیتی لذت ببرد .
- دانشجو باید در مقابل عقیده ی دیگران که با نظر او مخالفند بردباری نشان دهد
• حوزه ی روانی – حرکتی :
این حوزه بیشتر به فعالیتهایی که بیشتر جنبه ی جسمانی دارد ، مانند تایپ کردن ، ورزش و انجام دادن مشاغلی که با مهارتهای گوناگون نیاز دارد مربوط می شود .
مثلا :
- دانش آموز باید بتواند 100 متر را در 10 ثانیه بدود .
- دانش آموز باید بتواند در هر 5 دقیقه 60 کلمه را با کمتر از 4 اشتباه تایپ کند
• طبقه بندی هدفهای آموزشی : حوزه ی شناختی
1 . دانش :
عبارتست از حفظ و نگهداری ذهنی مطالبی که قبلا آموخته شده است . مثل :
تعریف کردن اصطلاحات علمی و فنی درس فیزیک
2. فهمیدن :
عبارتست از درک مطالبی که فرد از آن طریق در می یابد که هدف اصلی مطلب مورد نظر چیست .
3. کاربرد استفاده از مطالب انتزاعی ( اندیشه های کلی ، فواعد اجرایی وروشهای کلی ) در موقعیتهای علمی و عملی :
توانایی استفاده از اصول و قوانین یادگیری در آموزش کلاسی
4. تحلیل :
عبارتست از شکستن یک مطلب یا یک موضوع ، به اجزا یا عناصر تشکیل دهنده آن :
توانایی تشخیص واقعیتها از فرضیه ها
5. ترکیب :
کنار یکدیگر گذاشتن عناصر و اجزا، برای ایجاد یک کل یکپارچه و تولید طرح یا ساختی که قبلا بدین شکل وجود نداشته است :
- توانایی نوشتن داستان ، مقاله یا شعر ابتکاری
6. ارزشیابی :
این طبقه از دو زیر طبقه تشکیل شده است :
1-6 . داوری بر اساس شواهد درونی
2-6 . داوری بر اساس ملاکهای بیرونی
• طبقه بندی هدفهای آموزشی : حوزه ی عاطفی
قبلا گفتیم که حوزه ی عاطفی به هدفهای مربوط به احساس ، انگیزش ، نگرش ، قدردانی ، ارزشگذاری و مواردی نظیر آن مربوط میشود .
حوزه ی عاطفی از پنج طبفه تشکیل یافته است
1 . دریافتن ( توجه کردن ) :
آگاه شدن از چیزی در محیط و توجه به آن
2 . پاسخ دادن :
در این مرحله یادگیرنده علاوه بر توجه به امور ، به آنها پاسخ هم می دهد ، مثلا بعد از دیدن یک نمایش ، برای بازیگران دست میزند .
3. ارزشگذاری:
در این مرحله یادگیرنده چیزی را بر چیزی دیگر ترجیح می دهد مثلا بجای رفتن به یک کنسرت به دیدن یک فیلم میرود
4. سازماندهی ارزشها :
در این مرحله یادگیرنده ارزشها را به صورتی سازمان یافته در می آورد و هر ارزش جدید را در نظام ارزشی خود در یک ترکیب ارجعیت می دهد .
5. تشخیص :
در این مرحله یادگیرنده طبق ارزشهای خود به نحوی عمل می کند که رفتار او نشان دهنده ی شخصیت ، جهان بینی ، و فلسفه ی مختص به او باشد .
• طبقه بندی هدفهای آموزشی : حوزه ی روانی – حرکتی
حوزه ی روانی – حرکتی با هدفهایی که بیشتر جنبه ی اعمال جسمانی دارند مانند ورزش کردن و انجام دادن فعالیتهایی که به مهارتهای گوناگون نیاز دارند مربوط است .
این طبقه بندی از شش طبقه با عناوین زیر تشکیل شده است :
1 . حرکات بازتابی :
اعمالی که به طور غیر ارادی در پلسخ به محرکهای خاصی رخ می دهد : مانند پلک زدن.
2 . حرکتهای اساسی :
الگوهای حرکتی ذاتی که از ترکیب حرکات بازتابی تشکیل می شوند، مانند راه رفتن ، دویدن و پریدن .
3. تواناییهای ادراکی :
برگردان محرکهایی که از راه حواس دریافت می شوند به حرکات مناسب ، مانند پیروی از دستورات شفاهی ، خفظ تعادل و پرش از روی طناب .
4. تواناییهای فیزیکی ( بدنی) :
حرکات اساسی مورد نیاز برای انجام دادن حرکات ماهرانه؛ مانند وزنه برداری ، رساندن انگشتان دست به نوک پا .
5. حرکتهای ماهرانه :
حرکات ماهرانه تر که نیازمند به میزان معینی از کارآمدی است ؛ مانند الگوهای حرکتی مورد نیاز در ورزشها و هنرهای ظریف .
6. ارتباط غیر کلامی :
توانایی ایجاد ارتباط از طریق حرکات بدنی ؛ مانند حرکات سر و دست و حرکات چهره ای .
فصل چهارم :سنجش آغازین و رفتار ورودی
• هدف کلی
آشنایی با آمادگیهای مختلف یادگیرندگان یا ویژگیهای ورودی آنان و روش تهیه ی رفتارهای ورودی و سنجش آغازین .
• هدفهای دقیق یادگیری
از دانشجو انتظار میرود بعد از اتمام این فصل بتواند :
- رفتار ورودی را تعریف کند و از طریق مقایسه ی آن با رفتار نهایی و ذکر مثال شباهتها و تفاوتهای بین آنها را بیان کند .
- رابطه ی رفتار ورودی با هدف نهایی را بیان کند و تاثیر رفتار ورودی بر یادگیری هدف نهایی را توضیح دهد .
- برای درسی که هدفهای رفتاری آن را خود تهیه کرده است رفتارهای ورودی لازم را بنویسد .
- ویژگیهای ورودی شناختی ، عاطفی و روانی - حرکتی را شرح دهد و روابط آنها را با یکدیگر توضیح دهد .
- سنجش آغازین را تعریف کند و فرق آن را با پیش آزمون توضیح دهد .
- فایده ی اجرای پیش آزمون را همراه با سنجش آغازین در ابتدای درس توضیح دهد و نتیجه ی آرمانی حاصل از این کار را بیان کند .
- علل ایجاد ویژگیهای عاطفی منفی در دانش آموزان و دانشجویان را نام ببرد و درباره ی روشها و فنون مقابله با آنها توضیح دهد .
- شیوه ها و فنون ایجاد علاقه و انگیزش را در یادگیرندگان از طریق ذکر مثالهای عملی توضیح دهد .
- تعریف رفتار ورودی
هدف ورودی یا رفتار ورودی به آمادگی فرد برای یادگیری هدفهای آموزشی ( بین راه و نهایی ) اشاره می کند ؛ یعنی آنچه که یادگیرنده ، قبلا آموخته است و برای یادگیری مطالب تازه پیش نیاز محسوب میشود .
• ویژگیهای رفتار ورودی
بیانات رفتارهای ورودی نیز باید مانند بیانات هدفهای آموزشی رفتاری بر حسب اعمال و رفتار آشکار و قابل اندازه گیری یادگیرنده نوشته شوند .
• رفتار نهایی ( هدف آموزشی )
یادگیرنده باید بتواند ، از روی ساعت دیواری ، وقت را با حداکثر یک دقیقه اشتباه با صدای بلند بخواند .
• رفتارهای ورودی
یادگیرنده باید بتواند :
- از دو شیء کوچکترین آنها را انتخاب کند ؛ مثلا از دو عقربه ی ساعت ، عقربه کوچک را نشان دهد .
سمت عقربه را تشخیص دهد ، مثلا در جواب این سوال که «عقربه چه عددی رانشان میدهد ؟ » جواب درست بدهد .
دستورات شفاهی را اجرا کنند ؛ مثلا « شماره ای را در داخل چهارگوش بنویس»یا«کتاب را ورق بزن»اعداد1تا60راتشخیص دهد،بنویسدوبخواند.
یک یک وپنج پنج تا60بشمارد.
• طرز تعیین رفتارهای ورودی
برای تعیین رفتارهای ورودی یک درس ، باید ابتدا فهرست هدفهای آموزشی آن درس را آماده کنیم . یکی از تدابیر مورد استفاده در تدوین رفتارهای وودی استفاده از روش تحلیل تکلیف و تشکیل سلسسله مراتب یادگیری است .
• سنجش آغازین
سنجش آغازین که نوعی ارزش یابی تشخیصی به حساب می آید، وسیله ی اندازه گیری رفتارهای ورودی وتشخیص کمبودهای یادگیریهای پیش نیاز دانش آموزان است .
• راههای مقابله با مشکل کمبود رفتارهای ورودی شناختی و روانی –حرکتی برای رفع مشکل کمبود رفتارهای ورودی پیش نیاز چندین راه حل وجود دارد . بهترین راه حل ، آموزش ترمیمی یا آموزش جبرانی به صورت فردی است .
روش دیگر این است که هدفها و محتوای درس را تغییر دهیم تا رفتارهای ورودی موردنیاز نیز تغییر کنند .
• ویژگیهای ورودی عاطفی
ویژگیهای ورودی عاطفی نشان دهنده ی انگیزش یادگیری یا همان علاقه به درس است .-
تجربه های موفقیت آمیز و یا شکست آمیز دانش آموز درسالهای نخست یادگیری آموزشگاهی،ابتدا تصورات او رادررابطه با تواناییش نسبت به موضوع های بخصوص درسی تحت تاثیر قرارمیدهد که
عاطفه به موضوع درسی نام دارد.
بعد از کسب تجارب بیشتر از این نوع ، عاطفه مربوط به آموزشگاه شکل می گیرد و سرانجام مفهوم خودتحصیلی دانش آموز تشکیل می شود .
راههای مقابله بامشکل کمبودانگیزش یادگیری
• بهترین راه رفع مشکل این است که سطح رفتارهای ورودی شناختی (ودرصورت لزوم سطح رفتارهای ورودی روانی– حرکتی ) دانش آموزان رابالاببریم وکیفیت آموزش را نیز بهبود بخشیم .
• فنون ایجاد علاقه و انگیزش در یادگیرندگان
1. آنچه را که ازیادگیرندگان به عنوان هدف آموزشی انتظار دارید در آغاز درس به طور دقیق به آنان بگویید .
2. از تشویق های کلامی استفاده کنید .
3. از امتحانات و آزمونها ، به عنوان وسیله ای برای ایجاد انگیزش در یادگیرندگان ، استفاده کنید .
4. مطالب و موضوعهای درسی را از ساده به دشوار ارائه دهید .
5. از ایجاد رقابت ، چشم و هم چشمی در میان دانش آموزان جلوگیری کنید .
6.پیامدهای منفی مشارکت یادگیرندگان در فعالیت یادگیری را کاهش دهید .
7. به یادگیرندگان ، مسائل و تکالیفی بدهید که نه خیلی ساده ونه خیلی دشوارباشند .
8- تا آنجا که ممکن است، مطالب درسی را به صورت معنی دار و در ارتباط با موقعیتهای زندگی ارائه دهید
فصل پنجم:تعریف وانواع یادگیری
• هدفهای دقیق یادگیری
از دانشجو انتظار میرود بعد از اتمام این فصل بتواند :
- تعریف یادگیری داده شده در این فصل را از حفظ بیان کند و تمام ویژگیهای مهم این تعریف را با ذکر مثال توضیح دهد .
- رفتار و عملکرد را تعریف کند و تفاوت آنهارا با یکدیگر و با یادگیری توضیح دهد .
- یادگیری ، تفکر و تجربه را با هم مقایسه کند و شباهتها و تفاوتهای آنها را شرح دهد .
- یادگیری عمدی و یادگیری اتفاقی را توضیح و رابطه ی آنها را با یکدیگر شرح دهد .
- انواع یادگیری گانیه را به ترتیب نام ببر د ، درباره ی همه ی آنها توضیح دهد و در رابطه با یادگیری آموزشگاهی و برای هر یک از آنها یک مثال ذکر کند .
- انواع یادگیری گانیه را با طبقات هدفهای آموزشی بلوم مقایسه کند و رابطه ی بین آنها را شرح دهد
- انواع بازده های یادگیری را تعریف و برای هر یک از آنها مثالی ذکر کند .
- تعریف یادگیری
یادگیری یعنی ایجاد تغییر نسبتا پایدار در رفتار بالقوه ی یادگیرنده ، مشروط بر آن که این تغییر بر اثر اخذ تجربه رخ دهد .
ویژگیهای مهم این تعریف عبارتند از :
1- تغییر
2- تغییر نسبتاپایدار
3- تغییرنسبتا پایداردررفتاربالقوه
4- تغییرنسبتاپایداردررفتاربالقوه بر اثر تجربه
• انواع یادگیری :
1. یادگیری علامتی :
در این نوع یادگیری که بیشتر به نام یادگیری رفتاربازتابی یا شرطی سازی کلاسیک پاولفی معروف است ، یادگیرنده دادن پاسخی شرطی را به یک علامت می آموزد .
2. یادگیری محرک – پاسخ :
این نوع یادگیری با دادن پاسخهای عضلانی به محرکهای معین مشخص می شود . وقتی راننده اتومبیل با دیدن چراغ قرمز اتومبیلش را متوقف می کند ، یادگیری او از نوع یادگیری محرک – پاسخ است .
3. یادگیری زنجیره ای :
از این طریق تعدادی از یادگیریهای محرک – پاسخ قبلی را با هم پیوند می دهد و زنجیره ای از رفتارهای پیچیده ی محرک – پاسخ را می آموزد . مانند : عمل مسواک زدن کودکان .
نام دیگر یادگیری زنجیره ای مهارت آموزی است .
4. یادگیری کلامی یا تداعی کلامی :
یادگیری کلامی نیز نوع خاصی ازیادگیری زنجیره ای است که در آن حلقه های یادگیری یامحرک – پاسخها ، و واحدهای زبان است .مورد ساده ی تداعی کلامی فعالیت کودکان در نامیدن اشیاست .
5. یادگیری تمیز دادن محرکها :
یادگیری تمیز دادن یا تشخیص دادن محرکها شامل یادگیری دادن پاسخ درست به محرکهای مختلف است . وقتی که کودک می آموزد که حیوانات مختلف را با نام درست آنها بنامد ، میان محرکهای مختلف تمیزقایل می شود .
6. یادگیری مفهوم :
در یادگیری مفهوم به ویژگیهای مشترک اشیا و امور پاسخ می دهد نه به ویژگیهای اختصاصی آنها . مثلا کتاب یک مفهوم است . وقتی که میگوییم کتاب ، منظور ما کتاب به خصوصی نیست چون این مفهوم همه ی کتابها را شامل می شود .
7. یادگیری قانون یا اصل :
در یادگیری قانون یا اصل ، یادگیرنده دو یا چند مفهوم را به هم ربط میدهد و از آنها یک معنی تازه بدست می آورد . در زیر چند نمونه از قوانین آورده شده است :انسانها ، برابر آفریده شده اند . فلزات ، بر اثر حرارت منبسط می شوند .
• انواع بازده های یادگیری
1. مهارتهای ذهنی :
در این مهارتها ، نمادها یا سمبلها مورد استفاده قرار می گیرند . ما از طریق نمادها به طور غیر مستقیم با محیط به تعامل می پردازیم .
2. راهبردهای شناختی :
راهبردهای شناختی تدابیری هستند که آدمیان ، از طریق آنها در جهت فعال کردن و منظم کردن مطالب یادگرفته شده و استفاده از مهارتهای آموخته ی خود استفاده می کنند .
3. اطلاعات کلامی :
اطلاعات کلامی را میتوان معادل دانشی در طبقه بندی بلوم دانست . بنابراین ، بخش مهمی از یادگیری آموزشگاهی شامل اطلاعات کلامی است مانند : وقایع، نامها ، توصیفها ، تاریخها و ویژگیها.
4. مهارتهای حرکتی :
یادگیری مهارتهای حرکتی به یادگیر نده امکان می دهد تا حرکتها و فعالیتهای خود را هماهنگ سازد . نوشتن ، راه رفتن ، رانندگی کردن ، از جمله مهارتهای حرکتی هستند .
5. نگرشها :
نگرش عبارتست از « یک حالت درونی که بر انتخابهای عمل شخصی که به توسط فرد انجام میشود تاثیر میگذارد .» نگرشها دارای سه جنبه ی مهم زیرند:
- عاطفی یا هیجانی
- شناختی
- رفتاری .